meta_pixel
Tapesearch Logo
Log in
Reading Ferdowsi فردوسی خوانی

چهل‌وهشتم: داستان آمدن سیاوش به خواب طوس

Reading Ferdowsi فردوسی خوانی

Amir Khadem

Books, Arts

4.82.4K Ratings

🗓️ 17 January 2019

⏱️ 38 minutes

🧾️ Download transcript

Summary

Transcript

Click on a timestamp to play from that location

0:00.0

فلدو سیخانی از مدی چهل اشتون دستان آمدن سیاباش بخابتوبس

0:30.0

دستان که سمتر قبل با وزیت بسیار نگران کنندیه سپاه ایران و اقب نشنی که ارد بودن و در دامانی که ایرام که هما ون ساکن شد بودن دی پایان رسید

0:47.5

و سپاه توران هم براه بریه پیران تسمیگ رفنن بین سپاه نگران هم دن کنند پدل دن که باد مخالف برنه همی وزید

0:56.5

و سب کردن تا سپاه ایران خودش تو چارک همود آز و غبشه

1:01.5

از اون طرف هم ایرانیها پایاما بری رو فرستاد بودن بس سمت که خوصرو که وزیت سپاخ ربون ها گزارش بده تا که خوصرو چاری بیان دیشه

1:10.5

هلو ایدام ایدستان خودو گیی و رحا مچندی سران نا هدند بریال گرزگ گران

1:18.5

انجم انزور اصخود همون آگه توزی چون دستان قبلی با هر پای توز بیپایان رسید

1:24.5

و سوی سپاه دار پیران شدند چون آتش بقال بس سپاه برزدند چون دریاو ی خون شد هم رازمگا خروشی براه مد بلنده سپاه

1:34.5

دارفش سپاه پت بدنیم شد دل رازم جو یا پر از بیم شد چا بشنیت همان خروش سپاه نشست از برتااز یاس بیسی آخ بیامد

1:45.0

زلاش کر بسی کشتدید بسی بی خوش از رازم برگ اشتدید فروری اخت از دید خون بر برش یکی با اونگز اتوند برلاش کرش

1:54.5

چونگفت کیدر تهلا یه نبود شمار از کن هیچ ما یه نبود بحر یک از ایشان زماز سی سدست بدا برد گه جا یه رفتن بدست حلا تیق قوبهالها برکشید سپاه راها یه چینی بسر درکشید

2:09.5

زهر سو بریشان بیرید را آخ خونون که از بر برکشتیق ما

2:15.5

این استلعی از بر برکشتیق ما هم کن آی از انکه شب شده مزر از بر بورج حمل در آسمن هست

2:23.5

پس حرفی مدکه تفاق جالبی که افتاد درگس مطغب انتهای مجرائی مدکه پیران بخومان گف در هملی که میتونی با کنی بی سمتی ایرانیها اگر بیتونی پرچم اونها رب بگیری و نا بود کنی یا پارکنی با انها شکست بزور گی بارد که ری

2:40.5

الان ایرانیها لشکر رجام کردند بوزورگان ایران یک هملی ناگ هانی بدلی لشکره توران زدند برحباری خودش اخصتوز

2:51.0

و اینها بودند که تو نسر پرچمت تورانیها رب بگیرن با بارکنند

2:55.6

و الان خمان به همی درد بسیار آشفتون راحته و مگر نسبت مابونها یک بسیسده و مخمان انجر راحت بات شکس بخوریم

3:04.7

که البت خوب شکس ده هم نا بوده حالم خان لشکر خودشون را آماده و جام کنند که براند بسند ایرانیها

3:11.7

برامد خروشی دن کرا ناویز هر سو برافنند گردن زجاگ

3:16.7

گرفتن شنی یک سرندر ميان سواران ایران چوشی رجیان

3:20.9

چنان آتشف روخت از ترگوطیق که گفتی همی گورز بارد زمیق

3:25.9

شبتار شمشی رو گرد سپاخ ستارن اپیدان اتها بندما

...

Please login to see the full transcript.

Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from Amir Khadem, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.

Generated transcripts are the property of Amir Khadem and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.

Copyright © Tapesearch 2026.