راغ ادبی چهارم: ۵_ جنگ سرد
رواق / Ravaq
فرزآن
4.7 • 2.6K Ratings
🗓️ 4 December 2021
⏱️ 32 minutes
🧾️ Download transcript
Summary
ممنونم از بانی انتشار این اپیزود خنیاگر
اپیزودهای این فصل بعد از ۶ هفته به پادکست راغ منتقل خواهند شد
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Transcript
Click on a timestamp to play from that location
| 0:00.0 | اگر همی مردومی دون یا موسیگی می دونستن جا هنجای بهترمشت. |
| 0:09.8 | سیت خون یه یه ارسان او دو پنچ تلاش کردتا یه اتگری موسیگی رو روح اترقنه. |
| 0:16.4 | ان هم بطه یه یه بیڈیو هی آمزشی با کیفیات, |
| 0:19.7 | با تدریس مدرسان پینام و با میتود او دی آمزش هز روحی دور. |
| 0:24.2 | اگر بموسیگیون اوازند یه او آغمندیت و الی مودیریت زمان هبارتون مهممه خون یه یه ار انت خب خوبی. |
| 0:31.6 | با خون یه یه ار شما بمدرسی که لسی خوسیش پوری دست رسید ریت. |
| 0:36.2 | اون هم هر زمان از شاوان روز که برشما بهتره. |
| 0:39.6 | بریا شنعی با مدرسان خون یه یه ار و دیدن نمونه های از بیڈیو های آمزششون. |
| 0:44.8 | اینسته گرام خون یه گر رو بیونیت یه بسائی تشون سر بزیینیت خون یه گر بیت کام. |
| 0:53.8 | خون یه گر. |
| 1:21.8 | سلامن فرزین رنج برهستم و این اپیزوده پنجوم از فسلس سی ومی راقه. |
| 1:34.8 | در اپیزود حای قابل بنتها یه نخستین منزومیگه سدای پای آب رو بهم خون دیمه تحلیل کردیمه. |
| 1:41.8 | پیشم دیمه غراره ادامه بیدیم. |
| 1:44.8 | در اپیزوده قابل گفتم میش خیال کرد کباخش هایز انشر مثل آلبوم خاطراته سه رابه. |
| 1:54.8 | و هر جوملاش گوی ایک لحزی یه ایک ایک سرو تسویر مکنه. |
| 1:59.8 | مسلن دخدی بیجوم لگه من کتابی دیدم ووجه هایش همه از جنس بولور رسیدیم گفتم اختمالن همامون تو یه انستگراممون یه ایک سس کتابی مورده لغمون داریم سه راب هم اینجاب بینون اسم بوردن یادی کارت از کتابی که دوساش داشته. |
| 2:17.8 | اونجا گفتم کبی این بخش بر میگرم حالم خمبر یه این بحمین هرفه بهگیم بیت خیال کنیم سه ریالان زندبود. |
| 2:29.8 | نقاش شایری سیان دیساله که نقاشیها بشیراش بیشتر مهافل هونیاریش این اختمیشه و دورزه هم نیست که سفی یه انستگرام هم داشته باشه. |
| 2:43.8 | هونار مندنی جدی هم االان بشیوی خودش مدار فازوی مجرزی فعالیت را. |
| 2:48.8 | با این فرز فکم کاریت سفی یه انستگرام ایسسو رب چشه کلی می بود. |
| 2:54.8 | به گمانم االان همامون میتنیم تسا بورش کنیم اختمالند ارکسمت بیو یارا فی می نباشت اه لکاشانم روزگارم باتنیست تکنانی دارا خورده اوشی سرسزن زوگی. |
| 3:07.8 | چاکت منصب بایو اینست. |
... |
Please login to see the full transcript.
Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from فرزآن, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.
Generated transcripts are the property of فرزآن and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.
Copyright © Tapesearch 2026.

