04 باغ سیمانی - ایان مک ایوان
Persian night story
Persian night story
4.5 • 612 Ratings
🗓️ 17 January 2018
⏱️ 14 minutes
🧾️ Download transcript
Summary
Author:Ian McEwan
Transcript
Click on a timestamp to play from that location
| 0:26.9 | از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ا شمارگن شدبود و سنکی خونامه بحیجن بیارن به مدار فکرنم کانون زنداز ونی هل ادیگتراد بسنم یخیال شدبود. |
| 0:29.9 | بولان شنم رفتن به بینم جویلی برگ اشتیانا. |
| 0:33.6 | مامولان بادازارا چان سعاتی بیش مزات جلی نبود و سوان در اوطان وشر گف کرده بود |
| 0:23.5 | یاد دو پندیگه جلی بیم داده بود افتدا |
| 0:27.5 | از در پوشتی بیرون رفتا |
| 0:30.7 | نمیدن سم چیم خام بخرا |
| 0:32.9 | که ستوخی اکر دبود. یاده دوپن دیگه جلی بیم دادبود افتدن. از در پوشتی بیرون رفتن. |
| 0:34.9 | نمیدن سم چیمی خمی خره. کسی توخیگون نبود. |
| 0:46.5 | تامل کسی کدیدن یخانمیدود با یکوتی گرمیز |
| 0:42.0 | کروی پوله هوایی ایستادی بود. ازیم کتی گرمه کت تنشبت هاجب کرنم. زول زادی بود بما. بینزرم آشنه اومت رفتم سنی پولی آبیر |
| 0:44.0 | یه نگای ببالان داحتم زنی ماررم بود |
| 0:47.5 | و داش سف توی یه نگای ببالان داحتم زنی مادرم بود و داش صفتوی ششمان میگا میکا |
| 0:43.5 | خوش کم زدبود دبارن میگا میکا میکا |
| 0:46.7 | خیالم رو حرچون مادرم نبو جو لی بود از پلار افتن بلا و دیدم که جو لیان نست زنی بود لغر با مهاری جو گندمی که بیم گفت چلو نایا فرمل لگرمه |
| 1:10.0 | بخشی تشن برمگاشنی بود لغر با مهاری جو گندومی که بیم گفت جو لونیا فلمن لگرامو |
| 1:13.6 | باکتی داشن برمگاشن خونه دباری احساس فوچیم اتصرقا |
| 1:12.0 | مستقلیم لفنم تو اطعامو دراس کشدام بویت اخد بسده خنده گشخراش يستخب بیداشده |
| 1:27.8 | سبهی جویلی و سوبه |
| 1:32.5 | از پلار افتن پرهی |
| 1:24.0 | ودنه انک دیل بجم پوشت در اوطار که زیرای استاده |
| 1:26.5 | سونج استه مج جویلی و سو بود, از پلار افتن پاییی. بیدننی کدیلی بشب پوش کدار او تارت اعزیرای ایستادم. سونج از سو بود پوش نمیز و بایب وییچی چیزیرمی بریت. جو لی پوشتش بیم بود ونیم اتنسان دورستسا بی بیمینا. بات یه دخطر کشلومات جلوی جو لیستاد. و مذنگ که اتزت فامیدم تامی. ایفران نجید دختم دن اشبود که بسم آشنابود و یه که لگی سبلاون بمه ها یه فرحا براش گیده و دبطتا. |
| 1:29.0 | پر سیدن ککار میکنی سوگفت لبستن شمکنی و دواری ماشکل دی دکتن شو |
... |
Please login to see the full transcript.
Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from Persian night story, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.
Generated transcripts are the property of Persian night story and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.
Copyright © Tapesearch 2026.

