01 گریزپا - آلیس مونرو
Persian night story
Persian night story
4.5 • 612 Ratings
🗓️ 17 January 2018
⏱️ 22 minutes
🧾️ Download transcript
Summary
Transcript
Click on a timestamp to play from that location
| 0:00.0 | بایدی ایشم آجزان دن نزر گرفتیم داستان بلندیس بنامی گوریا از ارین نمیسندی کندای الس من رو بات ارجمی شبائر هندهاری این کتاب رو اندشارات افوخ بچه پر سنده. از این کتاب ترجمی دیگری بانام فرار سرد کرفتے که اندشارات نیلوفر ناشر اونه و خانم موجدی دریری ان رو ترجمی کرده. تنزیم ردیو یه این از ار با مویسی هر دو ترجمی سولت میرفتی |
| 0:25.0 | شما از ایری ان رو ترجمی کردی. تنزیمی ردیوی این اصر با مویسی هر دو ترجمی سولت گرفتی. |
| 0:48.5 | شمو آزیزان رو بی شنیدانه این دستانه بولند دابت مگنه. I'm not going to be able to do it. I'm not going to be able to do it. I'm not going to be able to do it. |
| 1:06.0 | I'm not going to be able to do it. |
| 1:08.0 | I'm not going to be able to do it. |
| 1:10.0 | I'm not going to be able to do it. I'm not going to be able to do it. I'm not going to be able to do it. I'm not going to be able to do it. music این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این اینش ازانکی اوطمو بیلت جادی کمشیم کدرین منتقبان تبپی مگوفتن او بورکونت سدعی نستیگ شلنان اوشانیت بغوت فیفکت خوداشست, قنمه سیل بیا جیمیسون کعست اعتیلات برگاشتی, اعتیلاتی که در یونان سپرکت دبود. کالا از پوش تدر استام ج دی رتما شکیت که خانمی جمیسون باید با |
| 2:07.2 | اتمیل اش ازار میکز اشت. |
| 2:09.2 | البتی شنان قدر پوشت در پینان که دبود که با ازانی دی دنی میشون. |
| 2:14.2 | خانی سلیواجه میسون حفزت حاشست میتر جلو ترسخانی کارلا و شهر شکلار کبود اگر خانیجه میسون کسی بود کمیخاز دجلو اخمانی آنها رد چاوهد باید تهابال از رتش میکازت اما کارلا هم چنان امید بار بود خدا کنه سیل بیا نباشه اما خد اشبود سلیویا جائی میسون با تمام او جود میکوشید اتمویل اشرا از ميانش یارها و چالها ی امیقی باران در مسیر خاکی ببو جدار و ادبود رات کنه. یک بار سرش رب صور اچشارخاند امبارین هال دستش راز روی فرمن برنداش تدستی تکنده. کالار ندید کالا یه نزار سورتی برانزی سلگیار دید و بگ بمه اشنگاکت. مه ابوری که روشن ترست سابی مزات هلاب اشتر ستیقید بود تابلون دنوری. چراش مو سنممه اونог بود، و انگار از این خش مغاز بخداش لزت می بود. این دروز همم بیا فیبود که خنمی جیمیسون مومه گزاشتن از کنی جاد دی بخداشم گریفت. سنش رکب ارگر دانت کارلا چیزی درنگه هش دیب کبه از آسست خداشتا احاب پکشت چیزی شبیه روزانه نوری که سرشان از هیس سکونش کافی و عمید باری بود شاید کلارک هنوص خبر نداشت، اگر او پوشت کامпیوتر نشنستی، پوشتش به پنجر او چاید دب ده، اما شاید کانمی جی میکسونون مجبور میشود یک واری دیگر این مستیز اپوش تسر بوکزانت. |
| 2:07.5 | بکتی با ماشین از فورد گا تقنی ميامده سررا برعی خارید خاربار تبق بفنک ادباشت شرر مخسل ابل بیایت خانه و بیبیند چی چیزائی لازم دارت با دبارعی خارید براید براید ترسلت شائط کلارک همان مول اول بی بند. اگر هم ندید باشتا برستارک شدن هوا و |
| 3:48.0 | چراهای روشن خانه سیلبيا مالوم میشوت و کلاق می فامی برگاشن از. اما علان ماه جلعی بود و هوات دیر وقت تاری کنی میشوت. |
| 3:46.7 | ایچ بئی نبود سیلی آجائمی ایسون بہد دخص دی خصد باشت که اتطبقوده زامن ده اتشراه رو شنکوند |
| 4:08.1 | و که لی زود بخبت. از سرفی امکان داش هر آن تلفون بزند و آمدن اش رقباده |
| 4:05.5 | و ارهال دی ريازود کلارک میفانی. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm going to go to the next room. I'm İmzal Tavistan Yıkban Boran Barit La burn. امسال تابستان یک بان باران باریت، و باران ابنی چیزی بود کسو بس ده شرمیشنیتی، مونکن بسخ تخمانی کاروانی اتخارلا و کلاخ میخور، جاد دای ماررو کاملند ارگیل فرم رفتب، الفای بولند خیس اب بودند و اعتو وقتی بارا نمی باریگ و لنززن میرسید آسمندار ادبازم شبر از بارگای درحتان و تراتی بارن اتوندی بیهوا و بی مگددمه فرومی ریخد. |
| 4:10.5 | کارلا هر بارکی بی رومی رف کلای بونندی لبی پنی بسرم گزاش، و مه ای پورپوشت با فتش را توی پیرا نشمکن. |
| 4:08.0 | باینک کلارک با کارلا در تمام مه بطت آهی گردش کری دعوخانا ها روی طبلوی ایلان آتدختر گردش کری و کلسه هر جایگی بزینشامیلسید آگی ناس پگرد بداند اما سرکل لیکسی برای آموزشی دورای سوارکاری پیدا نشو تیدد دکمید دانشامزان براییاد گیدمیا مرن کانهام حیر فییوه سابیت بودند. |
| 4:25.1 | بچم ادیسی هایگید اتتتیلات بودند یا آنهای کب آتبوس برای آردوهای تابس تانی میا مدند هم سبتن آم نکندند. |
| 4:31.7 | درالی کسوالی گزاشتی در همین پاس کلاسای درس سباری پور بود از همین بچا حتا همان شگی دای همیشگی همکی کارلا بکلاارک رویشان حساب میکا دند |
| 5:54.0 | امسوال برای حتا همان شگی دای همیشگی همکی کارلا بکلارک رویشان حساب میکر دن |
| 5:45.1 | امسال برای سکارای تابستانی مراکه سیمیگر افتن یا اتا بقاطر نامو سائد بودنه هبا جل سات درس ری آنجال سروب هایشان حساب می کر. همیشود که یه کی دون اپرشان ایت راز کردن، |
| 5:49.0 | ببکول کلاشا شانده کلار گزاشتن. |
| 6:27.0 | کلارک کلارک شوگل دیگریم داشتن، |
... |
Please login to see the full transcript.
Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from Persian night story, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.
Generated transcripts are the property of Persian night story and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.
Copyright © Tapesearch 2026.

