کمونیسم رفت، ما ماندیم و خندیدیم
Wrapup | رپاپ
amir soodbakhsh
4.8 • 530 Ratings
🗓️ 21 September 2025
⏱️ 66 minutes
🧾️ Download transcript
Summary
«کمونیسم رفت، ما ماندیم و خندیدیم» روایت صمیمی اسلاونکا دراکولیچ از زندگی روزمره مردم در اروپای شرقی بعد از فروپاشی کمونیسمه؛ جایی که خاطرات، طنز تلخ و تضادهای فرهنگی دست به دست هم دادن تا تصویری واقعی از تغییرات اجتماعی اون دوران بسازن.
------------------------------------
اسپانسر این اپیزود :
صندوقهای سرمایهگذاری آبانتتر
------------------------------------
اینستاگرام رپاپ / سایت رپاپ
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Transcript
Click on a timestamp to play from that location
| 0:00.0 | ڈوستان سالان بپتکت سرپاب خوشمدی منامی رسود بخشستم و درینجاب هم رای ایمان نجاده هد |
| 0:26.5 | تو هر گزمت پر شموه خولاسی کتاب رویتم کنه. |
| 0:30.5 | خولاسی کتاب هیکه بهر نهوی بطاریخ مرتابت بشه. کتابه که خلاصر شتونين دستمت برشام آمدکر دیم در زا هر در باره کمونیسم |
| 0:41.2 | و لینه انجوری کتاب خیت تیوری یا تاریخ راسمی میخونين |
| 0:45.2 | اصلافن قد را کالیچ نویسندی کتاب از دییز زن و بجوز ایات رندانو پیشپ آفتاده کارر مورو ببار بزندگی روز مر ره در بلوکه شرق یعنی بجنگ کفاجد اسیست های اقتصادیو ادولوجیق پگه مییت سرغت چیس های بسیار سادیمصلا که و خوردن پید زخوردن خرید لباس یه هتا آداب ماشرات. پر ینسان امروزی شاد ان چیزا خلی ساده بن از اربیاد اماد ار جامیی که زیرنزر کمونیس مدارمی شوط همین چیزای پیشپا افتاده می تو نستن مانو و حسدیگی داشتباشا پاینجاز کمونجار جالب میشه نویسنده نشوم میده که کمانیس مفاجد یس سیستمسیاسی نابود پلکتا مقز اصوخون ماردوم رفتبود فه تو سادتاری نادت خی روز مرارو هم تحتتا سیر گرار ددبود. مصلا ننکا آدمت شتور گه وشوند روز مکردن یعجر یه روزل لب می تو نسخوک میت حال رو بیدقانه. کت دروغی یه جوروائیت شخصی اچتمای از زندگی زنها بر اروپای شرغیت احته هاکرمیات کمانیسم. |
| 1:54.0 | زنعی کباید بین آروزوها یکوچیک مستداشتنی یکرم سورت یا یپالتو ی خوب |
| 2:00.0 | و محتودیتها یبوزور گیمسلسان سور ترس و سر کوب تستوبا مزدت |
| 2:06.0 | نمیسند ایکتاب خانوم اصلاوين قدر قليچ مطبالت ساله حزار عنوخست شلو نوطر کروسیه. یه روز نامنگار و نویسند یه اخل اروپا یه شرگی کبشتر آم رشروه سرفن نوشتن دربر یه زندگی مردم اعدی زیر سایه یه ادولوجی هی بوزور کرده ایشون دابل از جانکای یگو سلاوی بخطر ناقت خای از ساری هش از نظام ای کومونستی خیصابی زیرف اشار بود فباده سفوروپاشی یقوس لابیم بخطر موازه زدد ملیگر آياناش از سرف خیلیا خان ان خات عبشوت باته مدت یا ممنول غلامشوت نه وشتایشون همیشه اچتماین از یت ارفتف تجربها یه خودشا اترافیان اشامی نبیسه از سرفی دیگه اونار بمساقل بوزوک تاری مسل آزادی سرکوب بادنزن جنگ و سیست رکت میده. ایک از کتابای مهم يمکنه وشته هم انکیتابه. چار انکیتاب مهمه. چونی نگاه خیلی اینسانی و ملموز پتاریخ کمانیسم داره. |
| 3:06.5 | جا اینکه فگت بیه کمانیس چیبود، میاد نشون میده کمانیسم چهتور زندگی روز مرعی آدمهار شکتات. |
| 3:14.1 | این کتاب کم ایک مقنب افامیم چه تور ایدولوجیها |
| 3:17.6 | میتونر هاتوری ایجوز ایترین لایها یه زندگیم اصار به زرد |
| 3:22.0 | چرا زنهت هجروب یه خاص و مطفاوت یه زندگیزی ره اکتدار گردران |
| 3:28.1 | و اینک هاته زندگیزی روکومت ها یه اختادار گردران |
| 3:29.0 | و انکه هتو در ساختر ان شرائیت |
| 3:40.8 | خندو شوخ تبئی چتور میطنی یه جر مغاومت محصوب پشه باین توزیاد پینیم سورغم متنو مخت�وه یه کتابه کمانی اسم رفت ما مندی مخندیدیم |
| 3:44.1 | از نشرگومان با ترجمه یه رو یار از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ارمه اگوزاری آبن تیر گوزینی کم ریسک بره سود کرفتن از بازار حی |
| 4:25.0 | از بازار رمز ارز و بازار سهوم شرکتوه بازور گی دونیست کبقومن که on می تو نیت سودبسیار بالا ترین از پتبسی پورد حيب باین کیو |
| 4:34.8 | سندو حيب بورسی از بازار داشتبشید و سرفیم درگی ردر در ده سر حيب بازار رمز دارایها تهل حيب سنگین بالوت ریز که اون آم نش |
| 4:45.3 | این می تو نه همون فرستی باشه کبه آيندات کم ایم کنه به |
| 4:48.8 | احتم آ تونه همون فرستی باشه که با آيندات کامای کم کنه و احتمالن کم تر هستراته گزاشترمی خوری ابن تتر برشانا وندگان را پاپ هم یه دیداره مغساب تنامدر ابن تتر کد را پاپ دابل یو رع ای پیو پیو پیرو وارت کنیت انتوری بمدتی یک ما کار مزد موملات شما سی سیفر میشه. مومنیس هجمی ما آملاتتون چگاده. تو این یه ما هیچ کار موز دی از شما داریف نمیشه. کتاب بخشعی زیادیداره کم باریس سوهلاته کار ومدیم کلی کتاب رو در چاہار بخش خلت سکردی. اون ونبخ شاوالوگوز اشتیم زندگی ر از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ازیز فقط ای aی نوشاری خاکه سری رو همه چیز نشت سبود و هتا کچه کتن این آداد خای مردومم شک میداد. یک از به تارین اشارین تارین مسال های کتابم همه گاه وز. کتاب مگدهر که رین این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این ا وقتی ابستقاف به دستد میرست و آغان حکم جنج رداش |
| 7:05.0 | و از هم انجا ای ارفه اجیبم شک گرفتبود اون امیم بودکه تو نمی تو نستی قافتو تن هی بخوری که امشن کاری میکردی همه ها شه سرد نگفتن خود خاها یا بی مرفت |
| 7:18.0 | که بی کالا یک هم یا پود پس اخلاق هوک میکر وخیددم میکنی هم سای یا دستتا مخبار گنی انتوری بودکی یفن جونگه ویتال خوره رگیخ |
... |
Please login to see the full transcript.
Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from amir soodbakhsh, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.
Generated transcripts are the property of amir soodbakhsh and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.
Copyright © Tapesearch 2026.

