بخت بیدادگر
Wrapup | رپاپ
amir soodbakhsh
4.8 • 530 Ratings
🗓️ 23 January 2023
⏱️ 71 minutes
🧾️ Download transcript
Summary
کتابی که برای این قسمت در نظر گرفتیم کتابیه به نام بخت بیدادگر نوشته هدا مارگولیوس کوالی و ترجمه مرضیه خشنود، این کتاب داستان برشی از زندگی نویسنده کتاب خانم هدا مارگولیوس کووالی هست که مطمئن ام از شنیدنش لذت میبرید
این کتاب درباره داستان زندگی پرماجرای دختریه به نام هدا ، چیزی که داستان زندگی هدا رو از بقیه داستان ها متمایز میکنه اینه که اون جزو معدود کسانی بوده که هم در اسارت حکومت فاشیستی هیتلر بوده و هم در اسارت حکومت کمونیستی استالین و تجربه زندگی در هر دو حکومت توتالیتر رو داشت و تو این کتاب هم از همین تجربه هاش نوشته، از بلاهایی که به عنوان یک دختر یهودی تو شهر پراگ تحت اشغال آلمانی ها سرش اومد تا سیاه ترین روزهای زندگیش در شهر پراگی که زیرسلطه کمونیست ها اداره میشد.
اسپانسر
اینستاگرام ، تلگرام ، توییتر
شما میتونید از طریق لینک زیر از ما حمایت کنید
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Transcript
Click on a timestamp to play from that location
| 0:00.0 | ڈاستان سالا بی پتکست رپا بخوشمدت دریم پتکه از من امیر سود باش |
| 0:25.9 | و هم رہ ایمان نجده هات |
| 0:27.9 | هربار بره شمخ خولت سکتها بره و یاتم کنی خولت سکتها بخیک بہر نهوی و تاریخ ماروط میشن کتابی که بارینگستمت دانه از ارگه رفتیم کتابیه بنامه بخت بیداد کر نوشته یهد مارگولی از کالی و تارجومی ای مرزی اخوشنود. |
| 0:46.5 | انکتاب دستان بورش یه زندگی نیوی سندی ای کتاب خانومه هیدست کم اتما اینم از شنیدان اش لزت می باریت. اپیزو ده هفتما سپا اتخیست رپا پر خلصی ایک کتابه بخیت بیدادگر die Kettabe machte bei dort gar. از اینگیز مطلب از این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این اینسر این گسمت از پوات کس سرپاپ یه اپلکیشن بنامه سیگ. |
| 1:49.0 | توین اپلکیشن شما می تو نیت خانه واده مجازی کودا کنی باشید کمیخان سداش منو به بیرون از دونیای کتش سندگی می کنان برسونان فمشیلات اشون برئی زندگی ادی رو کام کنیت |
| 2:02.9 | تقبوزور کشان بیتونان زندگی خود اشون داشتوشت |
| 2:06.6 | دستان از انگرار که تیمسی با این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این اینن مارفیم شن فمن اشموان خول بچه ها یه خانوواده مجازی تشکیل میریمو |
| 2:27.5 | قلبی تنیم نیاز حای رکم مددد کار ها یه بچه ها سبت می کنن بارت رفقنی بشمه پدر مدر بشیم امه بشیم دای بشیم یه هر نقشه دیگی کد استری |
| 2:39.0 | سیدر کنارک که را فنیو سویب اچه ها |
| 2:43.0 | این کنه تجروبی گه هستدل چست به داشتنه |
| 2:46.5 | یه خانوودی مجوزی رو هم |
| 2:48.7 | پر ایک اربار فرو هم می کنه. پوش تین تر یهتیمه هرفید ارکار می کنه کمیتونی رسائی تشون نته اجه هزورشن تو رویداد های از تارتا پیم اختلف اجهان رو به بینیت. یا نقتی اجه از بایم انکی دران درم از سیری تو توسه رو یه بسر بلاک شنگ قرم کنن |
| 3:05.8 | تو فالیت شنوب بدون مرز گسترش بدان فتابدیل بیه کامیونیتی بیشت |
| 3:11.5 | یعنی بجا انکی یه ماجموه متمارکه زبو آدم ها یه مه دود باشان یه جامه اتاشکیل بدان که همه به تنانتوش موشارکه داشت باشت. |
| 3:21.0 | باره بشتر دونستان میتونید بها شون از تاریگ ایمیل یه تیلفون دارتا مصبشیدو تاقیغان مطباجه پشید که کزیه از شکاراره. دستان زندگی پورماجره ی دختریه بنامه هدا. چیزیگی دستان زندگی هدا راز بره ی دستانا مطمانیز مقنعه، انه که ان جوز و مددد کسای بوده, که هم در اصارته حکومات فشستی خیتلار بوده و هم در اصارات حکومات کمونستی استالین و تجربه زنگی در هر دو حکومات توتالیت رو داشته و تو انکی طب هم از همین تجربه هاشنه وشته از بلا های کبوم ونی دخطر دوهکومت توتالیت رو داشتے و تو انکتاب هم از همین تجروب هاش نباشتے. |
| 4:07.8 | از بلهای کبه اموانی اید اختاری یهودی توشه رپ راک تحت اشخال آلمانی از ارشومت. |
| 4:21.6 | تو اصی悪 ترین روز های زندگیش در شهر پر آگی که زیرس سولتی یه کمونیست های دارمیشت. دستان رو با پرگرافی از خوده کتاب شرم کنی. |
| 4:25.6 | انجعی که هدا میگه... تست ها ادار میشت. دستان رو با پرگ رفی از خوده کتاب شرم کنی. |
| 4:26.0 | انجعی که هدا میگه. |
| 4:29.0 | چشبند از زندگی مره سغد رت مختلف رغم زدند. |
| 4:33.0 | اولید عبومی همان های بودن کنیم نامر ایبود. پرندی کچه ککام رو پنندر کفس سینام کمی بالتراز شکم. |
| 4:49.7 | ان پرندگا هیدر نامون تزر ترین لحزات بیدار میشوت سرش ربالامیابا دوشی داوار بالو پر میزد. انگا من هم سرم ربالا میگرفتن. |
... |
Please login to see the full transcript.
Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from amir soodbakhsh, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.
Generated transcripts are the property of amir soodbakhsh and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.
Copyright © Tapesearch 2026.

