05 گریزپا - آلیس مونرو
Persian night story
Persian night story
4.5 • 612 Ratings
🗓️ 17 January 2018
⏱️ 20 minutes
🧾️ Download transcript
Summary
Author:Alice Munro
Transcript
Click on a timestamp to play from that location
| 0:45.5 | از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از اجره ایک اموش دو دیومات بود و کسی نمیتا من از داخل او توبو سر ببینت. اما او بایت جلوی خود اشرمی گرفت بیرون رنگانه کند. آنم از ترسی انکنه کند سرکه لی کلارک پیداشه مد. امکنداش کلارک از همه جب بی خبر و بیان کبی دن اد کارل اترکاش کرده درهی میخارد چدن از جای یا هتا عبور از ارز افیابان اولاد اخلو اوتبوسهتورنت بیوند شایدام الان مستقد ارخان نشستبود تقرلو از منزل سلویاب ارگندد و به ویر تا چهد در اجدای برنامی در خاص طبول مبقفاگ بوده |
| 0:45.1 | برنامی که خود اشتد رفتی دیبود به مازین که اتوبو ساشر خاریک چود و در مسیل داشتو سهرى به رکت قد ادام در کارلو سرنجوم سرش ربولند که |
| 0:42.5 | نقصی امر ویکشید و با کونش کавی به منازر اتنف میگا ینداخت. گرچی از پسان ششاید دو دیمات چیز یادی ان پیدا نبود. حوزور سلویا دو ایسا سارا آرامشن امنید بخشید بود. و طب نظر میرسین اورا بنوی سر اغلا و درسن. تو دیگی با این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این اینمن جل به تره هون کنت ایت مدن افسه غریبی درخود ایساس میکر |
| 1:46.1 | البت اینجر اکبار ایس سلیویات ااریف که دبود تو هرد از یادی حغیگا داشت امام بیشتر شننکاری از از از سر بزند و هلک مواقفت اگ بفرار شده تو آفر کارکا هدرفت. خوشین میرخشید و هوا از مدتی پیش افتابی شدبود. و اخدیبا سلویا سلمیز نهار نشسته بودند لیوانها ایشان درافتاب برگزد از غب لزور دیگر باران نباری دبود بوت فرد اگرد بود کالفای کناری جاده همون ایگه که گول دبودند از میاندستای خیس الفا قدرست کنند |
| 2:31.0 | هیچ اصریع اظ ابره ی باران زاد اراسمان نبود و تغاد ابره یسافه تو بستانی انترافان ترح میلفتد سرسل آنمن تغییر استعیی درالتاخیر بود و در روشانعی مهجلعی غرمشون. |
| 2:26.5 | قرلا در هنان هانکو اطبوص بسور ادر حرکات بود، میدید که اصری چندان یه از روزا یه اخير باگینان ده. نست شال چنای بزور گتوگه مزاری کنشان میداد باران کجا برزار اشوسته ببوده و نست آوای دراه ازون نازو کور ربتنگیز از اورت یا گلتی کدرزمین نشان دبودند. ایسا سکر ار ترشدی باید در باری این موز باکل اکس بای Nász szava, hogy érdere azon na azokor repeten gizezor rát, Jogál latik idárzámminni sanned budend. És az kár, hátorszadeba jött darbaré, In mózubak kell aksobbát koned. Inkis aját, büddel a jelik hamilán vejde a dive isteba, Jéki ez van a temébb bírúhoz, baran nyomár túbb idásdra, Vár őzendig jént hakárdánt, Várgárdát, csoybbéhiterizendig imikárdánt, Mitában esztánk bemeratép, موافق ترباشند. یا نی این کنداش, هنوزم چونین چان سیداشتباشند. ویلی همه ممبیار اشوکتتت که دیگرن میتمانت چیسی بکرارک به گید, از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از فاشان میفدن و ارطاگر و نسب اتفاق بوزشان فیلورا برمی گش کارل دیگر خبر نمیشون. |
| 3:47.2 | انت دوبمیم بار بود کبا یا هم اچیز رمیگ از اشتمی ایفت. بار ابون یا دا چربز اشتب رویمیز و ساتی پنج سوب یا بشکی زدبون بیرون، فاین افیابا در پارکنگی کلیسا کلارک منتزر اشبت، انها بوانت کلارک انجانت ارک کردد |
| 3:42.7 | بیادا وقت کچتور ان روز خوش آنها باوانت کلارک انگرن تاک کردن. |
| 4:05.5 | بیادا بات کچتور آن روز خوشید از پوشت سلجان بالام یامت. |
| 4:10.0 | اوب دستای نی رواند کلارک کروی فرمان بود نگامی کن |
| 4:14.0 | و بوی داخلی وانترا بدا رونریمی کشید بوی روان و فلیز |
| 4:03.3 | بوی عبزار کار |
| 4:05.1 | واتقا هدانی از پا |
| 4:06.6 | هبا یسر ده سو ببایز |
| 4:08.7 | از دار ده یز اینگزنی وانت داخل میشت |
| 4:10.9 | ازان ماشن هائبا که دانی از پا. ابای سرد سوبی بایز از دار دار زنگ زنگ زنگ زنگ دخل میشود. |
| 4:13.7 | از ان ماشن های بود که هیچ چکه از اپرد خانوا دی کارلا هرگه سبار آن نشده بودند. |
| 4:28.0 | و اتا درقیابان ماللسکونت قرلو هم چنین ماشنی دیدمیشون. آنود سب کلاق نگرام بود. نگرانت رفیق و خرفش دنی بانهت. |
| 4:34.0 | و همین دلیل توندو پر خاشگر شدیبود، و اتا شو وزو و سبق سرانه کلا ارق کلا فمکن. اما کارلا از همه این نگرانیها و تون دیها خوشاله هایجانز دبود. و تا از زندگید در هم برم کلارک تنه هاید در دا برش رفتار ملایمی کب آزمه و تبا کل کارلا هنداش لزت می بود. خرلا ارى میمار ازارت ایتا اعتمار مه اول دل پزیرست. مدرش در تنها نامن کباره ایکارلا فیستاد نوش کبود تنه می دونی چیچشی زای راز دستدی. کارلا هیچ فکجا با بینامران نوشت. از سارتو اتا اتا ات مه اول دل پزیرست. مادرش در تنها نامن کباره اي قارل آ فیرستاد نوش کبود تو نمیدونی چه چیزا ایراز دستادی. قارل آ هیچ فرق جا با بین آمران آن نوشت. امه ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایم ایمباره کارلا فیستاد نوش کبود, تو نمیدونی چه چیزای را از دستادی. |
| 4:25.0 | کارلا هیچ فکجا ببین آمرانا نوشت. امدران نهز آئی لرزان فرار در سفیددن بیتر دید میلانست با انت خبکیلارک چی چیز هایل از دست داده و از چیزیگه را ربود براه اش پیش بیاید در کم بب همیداشت. از پیدر مدر ار خانشان هیات البمهای ایکس بات تا از تایتی نتشان بزار بود |
| 4:30.5 | قرل ادر یاداشت کتهای جه وبل از فرار بره والدین اش گزاش از کلمی اصیل از سفاد کرده بود. من همیشه از کندا بزندگی اصیل ترمیاز رن میلونامکنی میطنان انتزار دشتوشن این موزر در کنید İmniyaslara, milyon ankeni mit olan entizardaşta başan, ilma uzuru derkunit. … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … … ... Otobus darablan اتطغن همان پوم ببنزین بود که ابایل هم رای کلارک با ماشین با انجام نیامدن که بنزین ارزند خرن. اندوزا تمام ادونیا یشان در شرح ی اترافی داشتو سهر آو تبیت خلس مشو |
| 5:26.5 | بازی باخذا مزل توریستها بلستران حطلها یه نچندن تمیز همین شهرها می رفتند ونی منی از رزاها یم اخسوشان رائمتان میکدن. رانه گوسفن ترشکی کلام, پنکی کسی بزمینی و انوان اشیدنی ها. بادم مگه باز گش بخانه کلارک آواز مخند. اما پساز مدتی بین ادرشان آمت که مئی گشتو گزارها فرد با اسی اتلاف و بخطه هدر دادن پولست. مردون طب اقتی چنیم کارای میکر دن کنوز باهایتا یز اندیگر این میشن اختند. حالا کارلا داش گیرگی میکر. و بیدون این که خود اش متواجشابت اشک از چاش مياش سرازیش فدبود |
... |
Please login to see the full transcript.
Disclaimer: The podcast and artwork embedded on this page are from Persian night story, and are the property of its owner and not affiliated with or endorsed by Tapesearch.
Generated transcripts are the property of Persian night story and are distributed freely under the Fair Use doctrine. Transcripts generated by Tapesearch are not guaranteed to be accurate.
Copyright © Tapesearch 2026.

